السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )

36

خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )

و دوگانه پرست بوده است . مجوسان الله را كه عربى است نمىشناسند و به آن سوگند نمىخورند . بلكه ايمان آنها به اهورا مزدا ، و سوگندشان به آتش مقدس ، آفتاب ، و ماه مىباشد . سوگند به نام الله ويژهء مسلمانان است كه سيف در ميان شان نشو و نما يافته و با آن خو گرفته است ، از اين رو نام الله را در سوگندى كه به يزدگرد نسبت مىدهد آورده است . يزدگرد محمد را راست گو نمىپنداشت ، و او را در خور آن نمىدانست كه هم زانويش با خداى محمد به مشورت بنشيند . چيزى كه هست اين است كه اين حديث معرف محيط اسلام سيف و طرز تخيلات او ، و اسلامى است كه وى در انديشه خود ساخته و پرداخته است . زيرا در حالى كه مسلمانان به بقا و دوام دين خود تا آخر دنيا ايمان دارند ، سيف براى مدت رواج اسلام حدى معين مىكند و آرزوى قلبى خود را به زبان كسرى مىگويد كه : اگر مرا به حال خود مىگذاشتيد مىفهميدم مدت اين امت چقدر است ! شايد او انقراض و از هم پاشيدگى امت اسلام را در سايهء فعاليت هاى مانويان ، كه خود اطلاع داشته است كه آنها چگونه در انهدام آن مىكوشند ، و خود سيف از آنها بوده ، و جانب دارى را نگه مىداشته ؛ يا بر اثر جنگ هاى خارجى با كشورهاى روم و غيره و به چشم اميد و آرزو مىديده است . در هر صورت گوينده چنين سخنى براى اسلام بقاء و دوامى نمىبيند ، و اطمينان دارد كه بيش از آن مدت كه خود آن را درك كرده ، و زمان او بوده است دوام و ثبات نخواهد داشت . به اين ترتيب مىبينيم كه توقفش در حد يكصد و بيست سال در كميسيون سه جانبه با خدا ، نمودار زمان جعل چنين حديثى است . خلاصه اين كه : ابو مخنف متوفى 157 ه - از سيف روايت كرده است و مؤيد اين مطلب مىباشد كه سيف قبل از اين تاريخ در حيات بوده و فعاليت داشته است . سخن سرايى در عظمت مقام و مدح و ستايش خاندان بنى اميه ، و دفاع و جانب دارى از آنها ، بدون ذكرى از عباسيان ، دليل بر اين است كه احاديثش پيش از روى كار آمدن خلفاى عباسى كه امويان را دسته جمعى قتل عام مىكردند ، و طرفدارانشان را تحت تعقيب و شكنجه قرار مىدادند وضع و انتشار يافته است .